با پایان یافتن آماده‌سازی و انتشار کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی در سال 1364، «تابناک»  بخشی از این خاطرات را درباره سفر یک هفته‌ای رئیس وقت مجلس به چین و ژاپن و مذاکرات حساس او با سران این دو کشور در بحبوحه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران منتشر می‌کند.
خرید اسلحه، یکی از محورهای اساسی مذاکرات است که البته به نتیجه هم می‌رسد. جالب آن‌که نخست‌وزیر ژاپن در شرایطی که ایران تحت تهاجم جنگی بوده، ساعت 6 صبح مخفیانه به اقامتگاه هاشمی می‌آید تا با او در این زمینه‌ها مذاکره کند.

در بخشی از این خاطرات آمده است: هنگام اذان برای نماز صبح بیدار شدم و تا ساعت هشت خوابیدم. مقداری وقت صرف نوشتن خاطرات کردم. برای ملاقات با رئیس‌جمهور «لی شیانیان» آماده شدم. یک ربع ساعت دیر شد. خبرگزاری «یونایتدپرس» از این تأخیر سوءاستفاده کرد و این خبر را روی تلکس برد که من به خاطر مرض سرطان معده در بیمارستانی در چین بستری شده‌ام. این خبر مثل بمب در دنیا منفجر شد. نمی‌دانم این خبرگزاری چه فکری برای اعتبار و آبروی خود کرده است، لابد حساب‌شده است...

آقای [زائوزیانگ] نخست‌وزیر چین ساعت هشت و نیم صبح برای ملاقات آخر و خداحافظی به اقامتگاه‌ آمد. تفاهم‌نامه همکاری توسط [غلامرضا] آقازاده، معاون نخست‌وزیر و همتای ایشان امضا شد. مذاکرات رسمی انجام گردید و سپس با درخواست من، جلسه خصوصی شد. درباره گرفتن موشک‌ها صحبت کردیم. او موافقت کرد و فوریت تحویل را پذیرفت. با آقای نخست‌وزیر خداحافظی کردیم و به فرودگاه آمدیم. سپس با یک هواپیمای چینی به شهر «شی‌آن» [واقع در 800 کیلومتری جنوب غربی پکن] رفتیم. همراهان از موفقیت کامل سفر خوشحال هستند و چینی‌ها نیز...

دوباره برای ضیافت مشترک دو مجلس به سالن پذیرایی پارلمان رفتیم. شام سلف‌سرویس و ایستاده صرف شد و ضمن شام خوردن با نمایندگان و رؤسای مجلس مذاکره کردیم. معاون پارلمان، خانمی بود که روزنامه‌ها نوشته بودند من اجازه شرکت ایشان را در جلسه نمی‌دهم، مخصوصا با او حرف زدم که رفع شیطنت شود...

در مراسم و معاشرت‌ها معمولا مشکل داریم. حکم مصافحه [دست دادن] و غذا از مشکلات معاشرت، به خصوص در میهمانی‌هاست. حرمت ذبح غیراسلامی مشکل دیگر است، گرچه در چین و ژاپن به ما می‌گویند که گوشت‌ها را با ذبح اسلامی در مهمانی‌ها مصرف می‌کنند. مخصوصا با تنوع غذاها، بیشتر از گوشت ماهی که در مهمانی‌های شرقی به وفور وجود دارد، استفاده می‌کنم و بعضی از همراهان نان و کره می‌خورند.

مشکل دیگرمان اجتناب از معاشرت با خانم‌هاست که در زندگی امروز دنیا اجتناب‌ناپذیر است. برای میزبانان هم مشکلات زیادی دارد، چون باید سنن و عادات خود را در معاشرت با زنان کنار بگذارند؛ لابد خانم‌ها هم می‌رنجند و برخورد می‌نمایند. توجیه هم نمی‌توانیم بنماییم.

اگر خانمی در اجتماعات بیاید چون مصافحه [=دست دادن] با آنان نمی‌کنیم، لابد احساس حقارت می‌کنند. شاید هم در فکر بخشی از مسلمانان اثر مثبت داشته باشد، زیرا آنها می‌دانند که نوع معاشرت امروز زن و مرد در دنیای غرب‌زده منطقی نیست. ولی بی‌شک اکثریت آنها این وضع ما را نمی‌پسندند. در ژاپن هم به ادعای نخست‌وزیر 70 درصد مردم بودائی و 5 درصد شینتو و جمعی هم مسیحی و مسلمان هستند ولی مذهب آنها مثل اسلام، حاکم بر زندگی نیست و فقط اسمی است...

ساعت شش و نیم، نخست‌وزیر و وزیر خارجه ژاپن برای ملاقات خصوصی به کاخ آمدند. نتایج سفر را جمع‌بندی کردیم که کاملا مثبت است. قرار شد نفت بیشتری از ما بخرند و سهم ارزی پروژه‌ها را با نفت بپردازیم و همکاری بیشتری درباره واگذاری پروژه به ژاپن داشته باشیم.

درباره رابطه با آمریکا از ما نظر خواستند. گفتم: آمریکا باید گذشته بد خود را جبران نماید تا زمینه ایجاد روابط فراهم شود و این احتیاج به زمان دارد و به غربی‌ها هم پیغام دادیم، ما خواهان تشنج در منطقه نیستیم...

حدود دو ساعت سرویس و بنزین‌گیری هواپیماها طول کشید. نماز خواندیم و درباره مسائل جدید شوروی مذاکره کردیم. آقای [محمدحسین] عادلی را در پکن گذاشتیم که به کمک هیأت خرید و تحویل اسلحه برود. چینی‌ها خیلی تأکید دارند که مسئله فروش اسلحه مخفی بماند. راه طولانی هشت ساعته تا تهران را با مذاکره و خواب و استراحت گذراندیم...

به نظر می‌رسد روی ایران و انقلاب اسلامی حساب باز کرده‌اند. خضوع رهبران دو کشور و صمیمیت آنها در مذاکرات از نمونه‌هاست. در مذاکرات به اتکای دستور امام، پیشنهاد همکاری استراتژیک به چینی‌ها دادم و آنها استقبال کردند...

متن کامل را در ستون «گزارش» بخوانید.