یوگا

Yoga
قبل از شروع
تمرینات یوگا اگر درست انجام شوند، هیچ آسیبی را درپی نخواهند داشت. بهتر است این تمرینات زیر نظر مربی انجام گیرند. همچنین پزشک فیزیوتراپ نیز می تواند در موردشان نظر دهد.

اگر این تمرینات توسط کودکان و نوجوانان انجام می شود، بهتر است تا والدین بر سر تمرین ها آماده باشند و نحوه انجام صحیح آنرا کنترل کنند. توجه داشته باشید که داشتن نظم و برنامه جهت انجام یوگا، یکی از مهمترین عوامل است. چراکه منظم نبودن و بی برنامه گی بدترین ضرر ممکن را می رساند.

زمان تمرین
اگر تمرینات یوگا را اشخاص بالغ انجام می دهند، پیشنهاد می شود تا هر روز تمرین با مدت زمان حداقل پانزده دقیقه پی گیری شود. برای نوجوانان، ده دقیقه هر روز و برای کودکان و بچه های کوچکتر، ده دقیقه اما یکبار در هفته توصیه می گردد.

سعی کنید تا تمرینات را در ساعتی مشخص از روز یا شب انجام دهید. برای مثال هر شب ساعت 7. اگر در روز یوگا کنید، بدن شما چابک تر خواهد شد و انرژی مضاعفی در تمام روز بدست خواهید آورد. چنانچه مایلید آنرا در شب انجام دهید، خواب سالم و راحتی خواهید داشت.

نکته دیگر اینکه نباید زمان انجام یوگا، نزدیک به ساعات تغذیه باشد. همیشه سعی کنید که حداقل دو/سه ساعت قبل/بعد از غذا خوردن این تمرینات را انجام دهید.

تغذیه قبل/بعد از تمرین
بهترین حالت بدنی هنگام یوگا اینست که معده خالی باشد. معمولا" تمرینات این ورزش چند ساعتی قبل از خوردن و آشامیدن پیشنهاد می گردد. بعد از انجام تمرینات (دو یا سه ساعت بعد)، تغذیه بهتر است که سبک باشد. مانند یک ساندویچ کوچک. استفاده از مایعات نیز حداقل بهتر است نیم ساعت بعد از تمرین باشد.


یوگا گروهی کودکان
محل تمرین
اگر در جایی به غیر از باشگاه مایلید که یوگا کنید، توجه داشته باشید که نکات زیر رعایت گردند:
- مکان شما می بایست ساکت و خالی از سر و صدا باشد
- هوای آنجا می بایست تازه باشد
- کفپوش آن مکان می بایست راحت باشد (مانند تشک، پتو و یا چمن)

چگونگی تمرین
تمرینات یوگا با نرمی و آهستگی انجام می شوند. نفس کشیدن منظم هنگام تمرین لازم است. باید دقت زیادی برای هر حرکت خرج شود. هر وضعیت می بایست فقط یکبار تمرین شود. آرامش و تمرکز هنگام تمرینات نباید فراموش شوند.

گرم کردن و آماده سازی بدن
برای گرم کردن بدن قبل از تمرین های یوگا، ورزشها و نرمشهای کششی و انحطافی، و ورزشهایی از این دسته مثل ژیمناستیک توصیه می شود. سعی کنید به گرم کردن عضلات و مفاصل بیشتر توجه کنید. برای مثال، گرم کردن مچ ها، انگشتها و ماهیچه های اصلی.

تصویر ذهنی
ساخت تصویرهای ذهنی قسمت بسیار مهمی در تمرینات یوگا است. سعی کنید هر تمرینی را که انجام می دهید، نسبت به آن تمرین، تصویری ذهنی برای خود درست کنید. این مسیله بسیار مهم است که آن تصویر از نظر فکری جنبه مثبت داشته باشد نه منفی. به چیزهای بدی مثل غم، خشم و اندوه فکر نکنید. سعی کنید به چیزهای خوب و امیدوار کننده فکر کنید. فراموش نکنید که فکر کردن، و تجسم ذهنی، برای تمرکز و آرامش روح شما در حین تمرین است. پس خود را درگیر این تجسم نکنید تا عصبی شوید.

تنفس
برای تنفس در حین تمرینات، هوا را آرام از بینی خود به داخل بکشید و از طریق بینی نیز خارج کنید (به غیر از برخی از تمرین ها که دستور کارشان طوری دیگر است). نفستان را با حرکات هماهنگ کنید. نحوه رسیدن اکسیژن به بدن از موارد مهمی در یوگا است.

(ادامه دارد...)

آزادی پرواز 

روزی روزگاری ،پرنده ای دارای یک جفت بال زیبا و پرهای درخشان و حیوانی بود مستقل و آماده برای پرواز با آزادی کامل. روزی زنی چشمش به پرنده افتاد و عاشقش شد. پرنده به زمین نشست و از زن دعوت کرد که با هم پرواز کنند...هردو با هماهنگی کامل به پرواز درآمدند...زن پرنده را می پرستید ولی در عین حال می ترسید. می اندیشید مبادا پرنده بخواهد به کوهستان های دوردست برود. ترسید مبادا پرنده به سراغ سایر پرندگان برود و یا بخواهد در سقفی بلندتر به پرواز درآید...زن احساس حسادت کرد...حسادت به توانایی پرنده به پرواز...و احساس تنهایی کرد...
اندیشید:برایش تله می گذارم. این بار که پرنده بیاید دیگر اجازه نمی دهم برود. پرنده هم که عاشق شده بود روز بعد بازگشت ،به دام افتاد و در قفس زندانی شد. زن هر روز به پرنده می نگریست. آن را به دوستانش نشان می داد و آنها به او می گفتند: تو همه چیز داری!
ناگهان دگرگونی غریبی به وقوع پیوست. پرنده کاملا در اختیار زن بود و دیگر انگیزه ای برای تصرف آن وجود نداشت. بنابراین علاقه او به حیوان به تدریج از بین رفت. پرنده نیز بدون پرواز کردن زندگی بیهوده ای می گذراند و بتدریج تحلیل رفت ،درخشش پرهایش محو شد ،به زشتی گرایید و دیگر جز در هنگام غذا دادن و تمیز کردن قفس کسی به آن توجهی نمی کرد.
سرانجام روزی پرنده مرد....زن دچار اندوه فراوانی شد و همواره به آن حیوان می اندیشید ولی هرگز قفس را به یاد نمی آورد. تنها روزی در خاطرش مانده بود که برای نخستین بار پرنده را خوشحال در میان ابرها و در حال پرواز کردن دیده بود.
اگر زن اندکی دقت می کرد به خوبی متوجه می شد آنچه او را به آن پرنده دلبسته کرد و برایش هیجان به ارمغان آورد،آزادی آن حیوان و انرژی بال هایش در حال حرکت کردن بود،نه جسم ساکنش.
سرانجام روزی مرگ زنگ خانه زن را به صدا درآورد.از مرگ پرسید چرا به سراغ من آمدی؟
مرگ پاسخ داد: برای اینکه دوباره بتوانی با پرنده در آسمان پرواز کنی. اگر اجازه می دادی به آزادی برود و بازگردد هنوز هم می توانستی به تحسین و عشق ورزیدن ادامه بدهی.حالا برای پیدا کردن و ملاقات با آن پرنده به من نیاز داری.....