کشکول شایسته ---- Kashkoul-e Shayesteh

کشکولی از مدیریت اقتصاد ادبیات سیاست مذهب تجارت بازرگانی طنز داستان عکس اینترنت علوم انسانی کتاب دانشگاه About:management economy internet shop love photo aks shayesteh book tanz

ریشه لغات پدر مادر براد خواهر پسر دختر
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٧  

مرد از مُردن است . زیرا زایندگی ندارد .مرگ نیز با مرد هم ریشه است.

زَن از زادن است و زِندگی نیز از زن است .

دُختر از ریشه « دوغ » است که در میان مردمان آریایی به معنی« شیر « بوده و ریشه  واژه ی دختر « دوغ دَر » بوده به معنی « شیر دوش » زیرا در جامعه کهن ایران باستان کار اصلی او شیر دوشیدن بود . به  daughter  در انگلیسی توجه کنید . واژه daughter  نیز همین دختر است .  gh در انگلیس کهن تلفظی مانند تلفظ آلمانی آن داشته و  « خ » گفته می شده.در اوستا این واژه به صورت دوغْــذَر  doogh thar  و در پهلوی دوخت .

دوغ در در اثر فرسایش کلمه به دختر تبدیل شد . آمده است.

اما پسر ، « پوسْتْ دَر » بوده . کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنین نامیده شدند.

پوست در،  به پسر تبدیل شده است .در پارسی باستان puthra   پوثرَ  و در پهلوی  پوسَـر  و پوهر  و در هند باستان پسورَ است  

در بسیاری از گویشهای کردی از جمله  کردی فهلوی ( فَیلی ) هنوز پسوند « دَر » به کار می رود . مانند « نان دَر » که به معنی « کسی است که وظیفه ی غذا دادن به خانواده و اطرافیانش را بر عهده دارد .»

حرف « پـِ » در « پدر » از پاییدن است . پدر یعنی پاینده کسی که می پاید . کسی که مراقب خانواده اش است و آنان را می پاید .پدر در اصل پایدر یا پادر بوده است . جالب است که تلفظ « فاذر » در انگلیسی بیشتر به « پادَر » شبیه است تا تلفظ «پدر» !

خواهر ( خواهَر )از ریشه «خواه » است یعنی آنکه خواهان خانواده و آسایش آن است . خواه + ــَر  یا ــار  در اوستا خواهر به صورت خْـوَنــگْـهَر آمده است . 

بَرادر نیز در اصل بَرا + در است . یعنی کسی که برای ما کار انجام می دهد. یعنی کار انجام دهنده برای ما  و برای آسایش ما .

« مادر » یعنی « پدید آورنده ی ما » .


کلمات کلیدی: تاریخ-ادبیات-خاطرات
 
کج دار و مریض یا کج دار و مریز؟
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۳  

کج دار و مریض یا کج دار و مریز؟

اصطلاح کج دار و مریز یا به صورتی که بیشتر مردم فهم می کنند و می نویسند «کج دار و مریض» از جمله اصطلاحاتی است که توسط مردم به اشتباه به کار می رود. مردم آن رابا مریضی مرتبط می دانند و البته درک درستی از آن ندارند. این اصطلاح در اصل کج دار و مریز است. به معنای اینکه ظرف را کج نگه دار و در عین حال مواظب باش که نریزد. بنابراین می بینید که نسبتی با مریضی ندارد. شاعر در این خصوص می گوید:

رفتــم بـه سـر تـربت شمس تبـریـــز        دیــدم دوهــــزار زنگیــــان خونــریـــز


هر یک به زبان حال با من می گفت           جامی که به دست توست کج دار و مریز

 

حال که این را دانستیم بیایید از این اصطلاح زیبا و ادبی درست استفاده کنیم!


کلمات کلیدی: اشعاروحکایتها ،کلمات کلیدی: تاریخ-ادبیات-خاطرات
 
ناسا قصد دارد کره زمین را جابجا کند!
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۳  

ناسا قصد دارد کره زمین را جابجا کند!

Nasa aims to move Earth

 

 

دانشمندان یک روش غیرمعمول برای غلبه بر گرمای کره زمین یافته اند و آن هم این است که کره زمین را به یک مدار دور تر از خورشید یعنی یک منطقه خنک تر حرکت بدهند!

این ایده عجیب زائیده ی ذهن مهندسان ناسا و یکسری از اخترشناسان آمریکایی ست که معتقدند این روش حدود ۶ بیلیون سال به عمر سیاره ما اضافه می کند، به عبارت دیگر عمر مفید زمین ۲ برابر خواهد شد! برای این کار طرح هایی هم ارائه داده اند.

جالب است بدانید که برای این کار نیاز به نیروی عظیمی برای حرکت دادن کره زمین نیست.. فقط کافی ست یک ستاره ی دنباله دار را به سمت زمین هدایت کنند.

دکتر Laughlin که در مرکز تحقیقات ناسا در کالیفرنیا کار می کند گفته است که برای این کار فقط لازم است یک ستاره ی دنباله دار و یا شهاب آسمانی را به سمت زمین هدایت کنیم به طوری که با سرعت از کنار و نزدیک زمین رد بشود و به این طریق می توان از نیروی گرانشی شهاب که روی زمین اثر خواهد گذاشت استفاده کرد. در نتیجه ی اینکار سرعت مداری زمین افزایش پیدا می کند و به یک مدار بالاتر می رود که از خورشید دورتر است و به این ترتیب به یک منطقه ی خنک تر هدایت می شویم.

همچنین این مهندسان گفته اند که پس از این کار، باید این ستاره ی دنباله دار را به سوی زحل یا مشتری هدایت کرد تا روند رو به عقب اتفاق بیفتد و انرژیش را از یکی از این ۲ سیاره غول آسا بگیرد. بعدها مدارش آن را دوباره به سمت زمین برخواهد گرداند و این روند همچنان تکرار خواهد شد!

این گروه گفته اند که هدفشان در نجات کره زمین کاملا جدی ست و تنها چیزی که احتیاج دارند پرتاب یک موشک شیمیایی به یک شهاب آسمانی یا ستاره ی دنباله دار است که در زمان مقرر باعث آتش گرفتنش بشود که چنین دانشی همین حالا هم وجود دارد!

این طرح جنبه های نگران کننده ی زیادی دارد. مهندسین هوافضا باید برای هدایت شهاب و یا ستاره ی دنباله دار به سمت زمین نهایت دقت را بکنند زیرا کوچک ترین اشتباهی در این زمینه، کره زمین رو به مداری جلوتر خواهد برد (مدار آتش) و عواقب ویرانگری را در پی خواهد داشت. کباب شدن محیط زیست زمین کم ترین آن ها خواهد بود.

متن کامل مقاله در گاردین:

 


 
شهامت
ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢  

 



مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟*

*جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته
باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم !*

*یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید
. . .*


 ------------------------------

*    ** مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا
شاگرد ها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود*

*یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود .
. .*


 ------------------------------

*مرد هر زمان نمی توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت ، در زمانی که آنها می
خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد** و عذر می خواست*

*یک روز فهمید مشتریانش بسیار کمتر شده اند . . .*


 ------------------------------

*مرد نشسته بود . دستی به موهای بلند و کم پشتش می کشید*

*به فکر فرو رفت . . .*

*باید کاری می کرد . باید خودش را اصلاح می کرد !*

*ناگهان فکری به ذهنش رسید . او می توانست بازیگر باشد :*

*از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل
می داد، و همه ی سفارشات مشتریانش را قبول می کرد!*

*او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد!*

*وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و
با اعتماد به نفس بالا می گفت: خوب بچه ها درس جلسه ی قبل را مرور می کنیم !!!*

 *سفارش** **های** **مشتریانش**  را قبول می کرد اما زمان تحویل بهانه های
مختلفی می آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو
سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاری رفته بود . . .*

*حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد
کلاسش منظم شده  و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند!!!*

*اما او دیگر  با خودش «صادق » نیست.*

 

شهامت

روزی موسیلینی دیکتاتورایتالیایی درجریان جنگ دوم جهانی به طورناشناخته به سینمایی می رودوبه محض آن که روی صندلی می نشیند، تصویردرحال سخنرانی خودش برپرده ظاهرمی شود. همه بلند می شوند ومی ایستند اما موسیلینی همانطورسرجایش می نشیند. درهمان هنگام زن مسنی به طرف موسیلینی میرود وآهسته درگوشش می گوید: خوش به حالت، ماهم احساس توراداریم اما شهامت ابرازش رانداریم!!

*او الان یک بازیگر است . همانند بقیه مردم

 


کلمات کلیدی: اشعاروحکایتها
 
ریشه نام ماشین ژاپنی مزدا ! ...
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳۱  

ریشه نام ماشین ژاپنی مزدا ! ... 

http://www.redlink1.com/mydocs/group/45/03.jpg

شاید باور این مطلب سخت باشد که نام خودروی ژاپنی مزدا بر گرفته از نام "اهورا مزدا" می باشد
اما برای حصول اطمینان به نشانی کمپانی مزدا که در زیر درج شده بروید.
http://www.mazda.com/profile/vision
در سمت راست صفحه ای که باز می شود شرکت مزدا دلیل نام گذاری خود را توضیح داده است.
متن انگلیسی زیر عین متن مندرج در سایت مزداست.
خود ببینید و بخوانید.

The company's name, "Mazda," derives from Ahura Mazda, a god of the earliest civilizations in West Asia . We have interpreted Ahura Mazda, the god of wisdom, intelligence and harmony, as the symbol of the origin of both Eastern and Western civilizations, and also as a symbol of automobile culture. It incorporates a desire to achieve world peace and the development of the automobile manufacturing industry. It also derives from the name of our founder, Jujiro Matsuda

http://www.redlink1.com/mydocs/group/45/04.jpg


کلمات کلیدی: تاریخ-ادبیات-خاطرات
 
شما را چگونه می شناسند؟
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٧  

شما را چگونه می شناسند؟

آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند!
زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن تیتر صفحه اول، میخکوب شد: «آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آورترین سلاح بشری مرد!»

آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: «آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟»

سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه‌ای برای صلح و پیشرفت‌های صلح آمیز شود. امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزه‌های فیزیک و شیمی نوبل و ... می‌شناسیم. او امروز، هویت دیگری دارد 

یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت
کافی است


 
جستجوی الماس
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٤  

جستجوی الماس

می گویند کشاورزی آفریقایی در مزرعه اش زندگی خوب و خوشی را با همسر و فرزندانش داشت. یک روز شنید که در بخشی از آفریقا معادن الماسی کشف شده اند و مردمی که به آنجا رفته اند با کشف الماس به ثروتی افسانه ای دست یافته اند. او که از شنیدن این خبر هیجان زده شده بود، تصمیم گرفت برای کشف معدنی الماس به آنجا برود. بنابراین زن و فرزندانش را به دوستی سپرد و مزرعه اش را فروخت و عازم سفر شد. او به مدت ده سال آفریقا را زیر پا می گذارد و عاقبت به دنبال بی پولی، تنهایی و یأس و نومیدی، خود را در دریا غرق می کند.
اما زارع جدیدی که مزرعه را خریده بود روزی در کنار رودخانه ای که از وسط مزرعه می گذشت، چشمش به تکه سنگی افتاد که درخشش عجیبی داشت. او سنگ را برداشت و به نزد جواهر سازی برد. مرد جواهر ساز با دیدن سنگ گفت که آن سنگ الماسی است که نمی توان قیمتی بر آن نهاد. مرد زارع به محلی که سنگ را پیدا کرده بود رفت و متوجه شد سرتاسر مزرعه پر از سنگهای الماسی است که برای درخشیدن نیاز به تراش و صیقل داشتند.
مرد زارع پیشین بدون آنکه زیر پای خود را نگاه کند، برای کشف الماس تمام آفریقا را زیر پا گذاشته بود حال آنکه در معدنی از الماس زندگی می کرد!

نکته :
همیشه برای یافتن فرصت ها و موفقیت درزندگی ابتدا به داشته های خود نگاهی بیندازیم!


 
درسی از سوئد
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٠  

  

درسی از سوئد

 دولتمردان باید عاری از خطا و اشتباه باشند


در نظام مردمسالاری سوئد همه افرادی که در پست های دولتی به کار گمارده می شوند باید از هر گونه خطایی، چه در گذشته و چه در زمانی که مشغول خدمت هستند، پاک باشند.

 

در انتخابات پارلمانی سوئد در سال 2006 ائتلافی از احزاب دست راستی با به دست آوردن 178 کرسی نمایندگی، اکثریت کرسی های مجلس را نصیب خود کرد و دولت تشکیل داد.

 چندی بعد نخست وزیر به تدریج وزرای کابینه اش را معرفی کردو خانم «ماریا بورلیوس» به عنوان وزیر بازرگانی معرفی شد.روز بعد دختری به یکی از روزنامه ها اطلاع داد این خانم چند سال پیش او را به مدت یک ماه برای نگهداری از بچه اش استخدام کرده بود بدون اینکه موضوع را به اداره مالیات گزارش داده باشد. در سوئد هر گاه کسی فردی را به کاری بگمارد باید آن را به اطلاع اداره مالیات برساند و به عنوان کارفرما مالیات و هزینه بیمه آن فرد را بپردازد. هر کس کار می کند باید در زمان انجام کار بیمه باشد تا اگر اتفاقی حین کار بیفتد بیمه بتواند نیازهای آن فرد را پوشش دهد. 

بورلیوس به عنوان کارفرما باید استخدام آن دختر را به اداره مالیات اطلاع می داد و علاوه بر حقوق دختر، هزینه کارفرما را نیز به اداره مالیات می پرداخت. بورلیوس به اداره مالیات اطلاع نداده بود و خلاف قانون رفتار کرده بود. وقتی این مساله فاش شد وی از طریق تلویزیون از مردم سوئد پوزش خواست و گفت در زمان انجام این کار خلاف که سال ها پیش اتفاق افتاده بود، وضع مالی خانواده آنها چندان خوب نبوده است.

 روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان که مانند سایر مردم بدون هیچ محدودیتی حق تحقیق و گزارش دارند دست به کار شدند و پرونده مالی خانم وزیر را طی سال های گذشته مورد بررسی قرار دادند.

همه شهروندان در سوئد می توانند اطلاعات مالی افراد دیگر را مطالعه کنند.. برای این کار کافی است به سالن کامپیوتر اداره مالیات مراجعه کنند و با وارد کردن نام یا شماره شخصی افراد در رایانه ها، اطلاعات مربوط به درآمد افراد، اشتغال آنها و مقدار مالیات پرداختی توسط هر فرد را به دست آورند. پس از برملا شدن کار خلاف این خانم وزیر، شهروندی به نام ماگنوس فورا در وبلاگ خود نشان داد این خانم دروغ می گوید و درآمد آنها در سالی که آن دختر خانم را به کار گرفته است، بالای یک میلیون کرون یعنی خیلی بیشتر از درآمد متوسط شهروندان سوئدی بوده است. دو روز بعد نخست وزیر سوئد اعلام کرد خانم بورلیوس از کار خود کناره گیری کرده است. بورلیوس نه تنها از کار وزارت کنار گذاشته شد بلکه بنا بر گزارش روزنامه ها «خانم بورلیوس از سوئد فرار کرد». او خانه و زندگی اش را در مدت کوتاهی فروخت و به انگلستان کوچ کرد تا چشمش به چشم مردمی که به آنها دروغ گفته بود نیفتد.


کلمات کلیدی: تاریخ-ادبیات-خاطرات ،کلمات کلیدی: مدیریت ،کلمات کلیدی: زنان-جوانان
 
حشره ای در فنجان قهوه
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸  

 

اگر حشره ای در فنجان قهوه بیفتد، تصور می کنید واکنش یک آمریکایی، انگلیسی، چینی و یک صهیونیست اسرائیلی چه خواهد بود؟!
خبرگزاری قدسنا با طرح این معمای طنزآمیز نوشت: مرد انگلیسی فنجان را به خیابان پرتاب و کافه را ترک می کند. مرد آمریکایی، حشره را خارج می کند و قهوه را سر می کشد! و مرد چینی حشره و قهوه را با هم سر می کشد.
ولی مرد اسرائیلی: 1- قهوه را به آمریکایی می فروشد و حشره را به چینی. 2- در تمام رسانه ها شیون و زاری می کند که امنیتش در خطر است. 3- فلسطین و حزب الله و سوریه و ایران را متهم می کند که جنگ میکروبی براه انداخته اند. 4- همچنان به کولی بازی و «ننه من غریبم» خود درباره شکنجه یهودیان در هولوکاست هیتلری و سامی ستیزی و زیرپا گذاشتن حقوق بشر یهودی ادامه می دهد. 5- از رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین خواهد خواست که به مردم خود بگوید دست از حشره انداختن در فنجانهای قهوه بردارند. 6- از آمریکا درخواست کمک نظامی فوری و وام یک میلیارد دلاری (با قابلیت بازپرداخت یکصد ساله) می کند تا یک فنجان قهوه دیگر سفارش دهد. 7- قهوه چی مجبور خواهد بود که غرامت این کار را با تقدیم قهوه مجانی به وی تا پایان قرن جبران کند. 8- سرانجام و نه به عنوان آخرین اقدام... تمام دنیا را متهم می کند که فقط ایستادند و نگاه کردند و با آنکه او یک انسان معمولی است و برای اولین بار به قهوه خانه رفته است تا اولین قهوه اش را از زمان خروج چندین قرن پیش یهود از مصر صرف کند، برای مصیبت او اندوهگین نشدند!


کلمات کلیدی: اطلاعات عمومی-سرگرمی-طنز ،کلمات کلیدی: سیاست-انتخابات
 
چند درس مهم
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٦  

نقطه راحتی

 

انسان در مرکز دایره ای قرار دارد بنام (منطقه راحتی).

شعاع این دایره بستگی به ظرفیت او دارد . هر چه منطقه راحتی انسانی بزرگتر باشد بیشتر از زندگی خود لذت می برد .

 دایره راحتی این گونه تعریف شده است که مثلا اگر اتفاقی که برای انسان رخ می دهد در داخل آن قرار بگیرد .درآن صورت آن اتفاق هیچ تاثیر ناگواری بر اونمی گذارد .ولی اگر اتفاق برای یک انسان رخ بدهد که خارج از دایره راحتی او باشد آنگاه به عنوان یک مشکل و یا یک مسئله برای او تلقی میشود وممکن است روحیه خود را ببازد و شدیدانگران شود و لحظات زندگیش تحت تاثیر این مشکل تبدیل به لحظات نا خوشایند ی شود .

 

 انسانهایی که دارای دایره راحتی بزرگی هستند در مقابل مسائل زندگی بسیار آرام هستند و روحیه ای بسیار عالی دارند و کمتر نگران نمی شوند واز زندگی خود بیشتر و بهتر لذت می برند .

 

 انسانهاهر چه بیشتر با مسائل زندگی مواجه شوند و آنها را حل کنند دایره راحتی آنها بزرگتر می شود .

لذا مشکلات برای آدمی این خاصیت را دارد که ظرفیت انسان را بزرگتر می کند و نگاه انسان را به زندگی رفیع و عالی می سازد ودر نهایت انسان به کوهی تبدیل می شود که در مقابل مشکلات زندگی محکم و راست قامت می ایستد و آنها را حل می کند واز لحظه لحظه های زندگی خود لذت می برد .

 

قلبهای بزرگ در وجود انسانهایی است که بیشتر از دیگران با مسائل و مشکلات روبرو شده اند و آنها را مدبرانه حل کرده اند .

 

بنابراین هر مشکلی در زندگی در حکم فرصتی است برای ارتقاء،برای بزرگ شدن، برای با تجربه شدن و برای استوار کردن وجودراست قامتی برای مواجه شدن با مسائل آتی زندگی .

درسهایی از زندگی را در ادامه بخوانید


کلمات کلیدی: اشعاروحکایتها
 
کلنگت را بردار!!!!!
ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۳  

 

کلنگت را بردار!!!!!!

قلمی از قلمدان قاضی افتاد. شخصی که آنجا حضور داشت گفت: جناب قاضی کلنگ خود را بردارید. 
قاضی خشمگین پاسخ داد: مردک این قلم است نه کلنگ. تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟ 
مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه مرا با آن ویران کردی. 

عبیدزاکانی


کلمات کلیدی: اشعاروحکایتها ،کلمات کلیدی: تاریخ-ادبیات-خاطرات
 
ایبوک ریدر
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۱  

ایبوک ریدر

 این موضوع همواره پیش میاد که آیا در ایران هم میشه این

ایبوک ریدرها رو خرید و قیمت اون ها چقدر هست.چون خودم دنبال ایبوک ریدرها بودم  برای اینکه

یک معیار و مقیاس دست شما دوستان بدم یک رنج قیمت و موارد جنبی رو میگم.

توی مجتمع پایتخت شما می‌تونید برید طبقه دوم و اونجا ایبوک ریدرهای سونی رو پیدا کنید با قیمتی

از ۳۰۵ هزار تومن به بالا.

امکان خط کشیدن زیر جملات ، حاشیه نویسی با دست خط خودتون کنار متن ، جستجو در متن PDF ،

امکان زوم کردن روی متن ، یک بار شارژ و نزدیک به هفت روز کار کردن.و همچنین کارت هدیه۲۵ دلاری برای خرید آنلاین کتاب رو روی این ایبوک ریدرها دریافت کنید.

http://mumbojumbo.ir


 
دانستن نکات زیر درباره استفاده بهینه از رنگ‌ها خالی از فایده نخواهد بود
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٧  

 

 

دانستن نکات زیر درباره استفاده بهینه از رنگ‌ها خالی از فایده نخواهد بود...

=

=

 برای لاغر شدن ، از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید. رنگ آبی اشتها را کم می‌کند .

 

=

=

اگر مضطرب هستید و فشار عصبی طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز استفاده کنید. رنگ سبز آرامبخش است و فشار خون را کاهش می‌دهد .

=

=

اگر بی‌حال و حوصله هستید، رنگ نارنجی را انتخاب کنید، هنگام استحمام صبحگاهی از حوله و ابزار نارنجی استفاده کنید، رنگنارنجی. بی‌حالی شما را از بین می‌برد

=

=

اگر از کم خونی رنج می‌برید، میوه‌های قرمز رنگ مانند گیلاس ، توت فرنگی و گوشت قرمز مصرف کنید.

=

=

افراد افسرده لباس زرد رنگ بپوشند. غذاهای زرد بخورند و رنگ زرد را اطراف خود بجویند. رنگ زرد سطح انرژی را بالا برده و مانع افسردگی می‌شود .

=

اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را به رنگ بنفش درآورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش استفاده کنید. رنگ بنفشآرامش دهنده و خواب‌آور است .
=

=
اگر مشکلی پیش روی شماست، از رنگ نیلی استفاده کنید، رنگ نیلی کمک می‌کند تا بهتر بیندیشید .

 

 


 
ارزشمندترین دارایی
ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳  

بر بالای تپه ای در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمی و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است:

افسانه حاکی از آن است که در قرن 15، لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره می کند.اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می برند.

فرمانده دشمن به قلعه پیام می فرستد که قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند.

پس از کمی مذاکره، فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف، موافقت می کند که  هر یک از زنان در بند، گرانبها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد.

نا گفته پیداست که قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی که هر یک از زنان شوهر خود را کول گرفته و از قلعه خارج می شدند بسیار تماشایی بود.

   

بنظرشما اگه قضیه بر عکس بود آقایان چکار میکردند


کلمات کلیدی: اشعاروحکایتها ،کلمات کلیدی: زنان-جوانان
 
به نظرشما مفیدترین نوشیدنی جهان چیست؟
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢  

به نظرشما مفیدترین نوشیدنی جهان چیست؟

چای, چای سبز, آب معدنی, قهوه نسکافه, کاپوچینو, کافه میکس یا...

  هیچکدام از نوشیدنی ها جواب صحیح نیست, اگر کنجکاو شده اید و می خواهید بدانید جواب این معماچیست، پس متن زیر رابه دقت بخوانید :

طی تحقیقات پروفسور بردیشیف روسی راز طول عمر رهبران اتحادجماهیرشوروی سابق, هند و کره شمالی نوشیدن این آب می باشد.

این پروفسور روسی که 82 سال سن دارد در خصوص چگونگی تهیه این آب دستور زیر را ارائه داده است :

آب معمولی شیر را منجمد وسپس آن را از یخچال خارج کرده و اجازه دهید تا دوباره ذوب شود به اندازه ای که درون ظرف فقط قطعه یخی به حجم یک تخم مرغ باقی بماند.

این قطعه یخ تمام ناخالصی های آب را ازجمله موادی که سلول های بدن را از بین می برد, به خود جذب می کند. با خارج کردن این قطعه یخ یک لیوان آب سبک به دست می آید که مفیدترین نوشیدنی دنیا است و همچنین در طولانی کردن عمر انسان نیز موثراست

  موادی که سلول های بدن را از بین می برد, به خود جذب می کند. با خارج کردن این قطعه یخ یک لیوان آب سبک به دست می آید که مفیدترین نوشیدنی دنیا است و همچنین در طولانی کردن عمر انسان نیز موثراست

 


کلمات کلیدی: اطلاعات عمومی-سرگرمی-طنز ،کلمات کلیدی: ورزش-سلامت-تغذیه
 
How to succeed ( چگونه موفق شویم)
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳٠  

How to succeed ( چگونه موفق شویم)

 

PLAN while others are playing

(برنامه ریزی کن وقتی که دیگران مشغول بازی کردند)

STUDY while others are sleeping

(مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند)
 
DECIDE while others are delaying

(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)

PREPARE while others are daydreaming

(خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازیند)

BEGIN while others are procrastinating

(شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند)

WORK while others are wishing

(کار کن وقتی که دیگران در حال دعا کردند)

SAVE while others are wasting

(صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردند)
LISTEN while others are talking

(گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردند)

SMILE while others are frowning

(لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگیند)


 
PERSIST while others are quitting

(پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردند)

 

 

کلمات کلیدی: اشعاروحکایتها ،کلمات کلیدی: روانشناسی-موفقیت-خلاقیت-نوآوری ،کلمات کلیدی: زبان انگلیسی
 
ازدواج خواهرزاده احمدی نژاد با دختر تاجر ترک + عکس
ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٩  
تصاویر: مراسم ازدواج دختر عبدالله گل
روز یکشنبه مراسم عقد کبری گل دختر عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه با حضور رجب طیب اردوغان برگزار شد.














منبع: عصر ایران
ازدواج خواهرزاده احمدی نژاد با دختر تاجر ترک + عکس
خواهرزاده احمدی نژاد و دختر یک تاجر ترک باهم عقد کردند.

به گزارش عصر ایران به نقل از سایت خبری "اخبار العالم"، خواهر زاده محمود احمدی نژاد  رئیس جمهور ایران و دختر یک ناشر ترک به نام معصومه دیروز در شهر استانبول، عقد کردند.

معصومه، دختر "رحمی اونوشان" رئیس انتشارات "اهل البیت" در استانبول است.

قرار است مراسم عروسی این دو ، هفته آینده در تهران برگزار شود.

پیش از این بخش فارسی خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه  به نقل از رسانه های گروهی ترکیه در گزارشی نوشت : علیرضا خواهرزاده "محمود احمدی نژاد" رییس جمهور ایران در آینده نزدیک با معصومه دختر "رحمی اونورشان" تاجر ترکیه ای ازدواج خواهد کرد.

اونورشان مدیر کل خانه انتشارات "اهل بیت" به رسانه های ترکیه ای اطلاع داد که دختر وی و خواهر زاده رییس جمهور ایران در سال 2008 در تهران با یکدیگر آشنا شدند زمانی که معصومه در آنجا مشغول تحصیل بوده است.

اونورشان گفت: "من تقریبا یک سال و نیم است که از آشنایی آنها مطلعم. علیرضا و معصومه در دانشگاه تهران تحصیل می کردند. ما مخالفتی برای ازدواج آنها نداریم. چند ماه قبل علیرضا به همراه مادرش به استامبول سفر کرده و در آنجا خانواده های ما با یکدیگر آشنا شدند. به زودی قرار است که مراسم ازدواج آنها در استامبول برگزار شود".

کلمات کلیدی: اطلاعات عمومی-سرگرمی-طنز ،کلمات کلیدی: عکس ،کلمات کلیدی: اخبار
 
آثار سخنسرایان پارسی‌گو
ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٦  

آثار سخنسرایان پارسی‌گو 

پروین اعتصامی
 
                                                
 بقیه شاعران را در ادامه ببینید

کلمات کلیدی: اشعاروحکایتها
 
در 68 ثانیه به آرزوی خود برسید
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٤  

در 68 ثانیه به آرزوی خود برسید

  بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند.

آنها میگویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعا میخواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب میکند.

اگر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند. اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.

 

در نگاه اول شاید این عدد 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد. 68 ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد میگویند که تمرکز به مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد؟!

 

 خوب آیا شما هم همین طور فکر میکنید؟ بسیار عالی است! امتحان کنید. خواهید دید که هنوز 18 ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف میشود. ایده ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر میشود و نجواگر درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و ...

 

ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم. ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط 68 ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.

 

بدون اینکه 68 ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.

 

هر ساعت 60 دقیقه است و شبانه روز شاملا 24 تا 60 دقیقه یعنی هزارو چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این 1440 دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم 68 ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!!

 

 به راستی این فکر پر جست و خیز که نمیتواند 68 ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟! فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد. پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد. فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئنا به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود. باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و 68 ثانیه آن را مهار کنیم. 68 ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم. 68 ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم. 68 ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و 68 ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.

 

کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم. اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم. 68 ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم. آن وقت میبینی که می توانی..

 


 
عمو سبزی‌فروش _ داستانی واقعی
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۳  

عمو سبزی‌فروش _ داستانی واقعی



داستانی که در زیر نقل می‌شود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای «دکتر جلال گنجی» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» برای نگارنده نقل کرد:

«ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد «احمد شاه»
تحصیل می‌کردیم. روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند
و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوریم که عدۀ‌مان کم است. گفت: اهمیت ندارد. از برخی کشورها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل می‌کند و همان یک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملی خود را خواهد خواند.

چاره‌ای نداشتیم. همۀ ایرانی‌ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم، و اگر هم داریم، ما به‌یاد نداریم. پس چه باید کرد؟
وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم... یکی از دوستان گفت: اینها که فارسی نمی‌دانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوئیم همین سرود ملی ما است... کسی نیست که سرود ملی ما
را بداند و اعتراض کند...

اشعار مختلفی که از سعدی و حافظ می‌دانستیم، با هم تبادل کردیم. اما این شعرها آهنگین نبود و نمی‌شد به‌صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجی] گفتم: بچه‌ها، عمو سبزی‌فروش را همه بلدید؟.. گفتند: آری. گفتم: هم آهنگین است، و هم ساده و کوتاه. بچه‌ها گفتند: آخر عمو سبزی‌فروش که سرود نمی‌شود. گفتم: بچه‌ها گوش کنید! و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم:«عمو سبزی‌فروش . . ...
بله. سبزی کم‌فروش . . . بله. سبزی خوب داری؟
. .. . بله» فریاد شادی از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرین
نمودیم. بیشتر تکیۀ شعر روی کلمۀ «بله» بود که همه با صدای بم و زیر می‌خواندیم. همۀ شعر را نمی‌دانستیم. با توافق هم‌دیگر، «سرود ملی» به این‌صورت تدوین شد:

عمو سبزی‌فروش! . . . بله

سبزی کم‌فروش! . ... .. .. بله

سبزی خوب داری؟ . . بله

خیلی خوب داری؟ . . . بله

عمو سبزی‌فروش! . . . بله

سیب کالک داری؟ .. . . بله

زال‌زالک داری؟ . . . . . بله

سبزیت باریکه؟ ... . . . . بله

شبهات تاریکه؟ .... . . . . بله

عمو سبزی‌فروش! . . . بله

این را چند بار تمرین کردیم. روز رژه، با یونیفورم یک‌شکل و یک‌رنگ از مقابل امپراطور آلمان ، «عمو سبزی‌فروش» خوانان رژه رفتیم. پشت
سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند.. از «بله» گفتن ما به هیجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، به‌طوری که صدای «بله» در استادیوم طنین‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌خیر گذشت.»

فصلنامۀ «ره‌ آورد» شمارۀ 35، صفحۀ 286


کلمات کلیدی: اشعاروحکایتها ،کلمات کلیدی: تاریخ-ادبیات-خاطرات